خرید بک لینک
نان خشک و کفش جیر و هیزم تر میخریم کهنه ها را هرچه دارید از دم در میخریم تا بچرخد چرخ سوسیسات و کالباسات ما گربه ی نر، بره ی گر،کره ی خر میخریم زندگی بسته زبان است و زمانه کور و کر سیم سمعک، بند عینک تخم کفتر میخریم کودک ده ساله ی من گفت بابا، مدرسه ! نصف خطکش، کیف پاره، جلد دفتر میخریم دوست روی اش آنطرف مشغول یاری کردن است او نمی بیند که ما چاقو و خنجر میخریم! چون خدا خواب است در کعبه، برای آخرت، از اروپا یک بغل! الله اکبر میخریم! بانگ شادی و نشاط از ما ربوده خواب خوش ! پوکه ی کپسول و قرص خواب آور میخریم در زمان جنگ چون در بطن مادر بوده ایم، حال از سرباز بی سنگر، سنگر می خریم! مملکت چون روی آب است و خطردر پیش رو با فروش مملکت ارز شناور میخریم + نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۰/۰۶ساعت توسط علیرضا صائب |

برچسب: نویسنده: حمید مرادیان تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 0:45

از دستشان کلافه شده ام !
نمی دانم چرا
خودکار های
آبی و مشکی و حتی سبزم،
اینقدر عاشق خط قرمز اند؟!!!
*******
تبر،بدون دسته '
هیچ کاری از دستش بر نمی آید
دلسوزی نابجای درخت ها،
بلای جان خودشان شده است!
آن روز ها
فکر می کردم ،
سیاست هم درخت دارد!!!
""""""""""""""""""""""""""
این روزها،
به چشم ها هم
اعتمادی نیست!
چرا که عینک ها،
حرف در دهانشان می گذارند!!!

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۰/۱۶ساعت توسط علیرضا صائب |

برچسب: نویسنده: حمید مرادیان تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 0:45

صفحه بندی